بیوشیمی ادرار
بررسي اسيد اسكوربيك، زماني كه مقدار زيادي ويتامين C و يا موادي كه حاوي اسيد اسكوربيك هستند مصرف شود، اسيد اسكوربیك به مقدار زياد در ادرار ظاهر ميگردد. مقادير زياد اسيد اسكورسيك به خاطر احياء كنندگي آن، ممكن است در ساير تستهاي بيوشيميايي ادرار از جمله قند، خون، بيلي روبين، نيتريت و لكوسيت استراز دخالت نموده و آنها را مهار نمايد بعنوان مثال زماني كه در بررسی ميكروسكوپي رسوب ادرار، بيش از دو تا سه عدد گلبول قرمز در هر ميدان با بزرگنمايي زياد، ديده شود اما در بررسي نوار ادرار هموگلوبين منفي باشد، بررسي وجود اسيد اسكوربيك در اين رابطه مفيد خواهد بود.
در صورتي كه بيلی روبين زياد در ادرار داشته باشيم و يا PH ادرار بيشتر از ۵/۷ باشد، با رنگ نوار تداخل ميكند و اوراتها، ساليسيلاتها، اسيد هموژنتيزيك يا كراتينين با اسيد اسكوربيك نتايج مثبت كاذب ميدهد.
اگزالات و سولفات، متابوليتهاي اسيد اسكوربيك هستند كه مصرف زياد اين ماده در اشخاص حساس، ممكن است سبب تشکیل سنگهاي اگزالاتي شوند.
ملانوري، در متاستاز ملانوم بدخيم يافت ميشود و ادرار تيره رنگ ظاهر ميشود كه طبیعتا افزايش دفع ادراری متابوليتهاي ملانين، رخ ميدهد. اين ملانوژنهاي ادرار شامل ايندولها، كاتكولها و كاتكولامينهاست. در ادرار بيماران مبتلا به ملانوم آنزيم دوپا اكسيداز افزايش مييابد همچنين در متاستازهاي كبدي، اين آنزيم افزايش بيشتري مييابد. اندازهگيري آنزيم دوپا اكسيداز يكي از روشهاي شناسايي متابوليتهاي ملانين در ادرار است.
هنگامي كه بيمار به ملانوم متاستاتيك به مثانه مبتلا شده است، سلولهاي حاوي رنگ دانة ملانين در رسوب ادار ظاهر ميگردد.
اوروبيلينوژن يا پورفوبيلينوژن ادراري در اثر نقايص ساخت هِم، پورفيرينها ظاهر ميشوند، اين بيماريها در بيماران كه حمله پورفيريحاد در آنها مطرح است بايد در نمونة ادرار، پورفوبیلینوژن را جستجو كرد. اکثر كمبودهاي ارثي آنزيمي رخ ميدهند كه در آنها سوبستراي آنزيم، در مقادير زياد از طريق ادرار و مدفوع دفع ميشود. در طي حمله حاد پورفيريك، ميزان زيادي از پورفوبيلينوژن دفع ميشود. پورفيرينها در مسموميت با سرب دفع ميشوند، متابوليسم پورفرين ممكن است در مبتلايان به عفونت HIV همراه با هپاتيت C، غير طبيعي باشد.
حساسيت پوستي به نور و ضايعات جلدي با ميزان بالاي پورفيرينها همراه هستند.
افزايش توليد و دفع دلتا آمينولوولينيك اسيد و پورفوبيلينوژن در بيماران عصبي و درد شكمي حاد (گروه كبدي) مشاهده ميشود. نمونههاي اداري كه از نظر اوروبيلينوژن يا پور فوبيلينوژن مورد بررسي قرار ميگيرند بايد تازه باشند.
سنگهاي اداري، سنگ در اثر انواع بسياري از اختلالات متابوليك يا محيطي ايجاد ميشود، جنس سنگها در حدود ۸۰ در صد موارد از اگزالات كليسم يا مخلوطي از اگزالات و فسفات كلسيم، ميباشد. و تركيبهاي شايعتر بعدي، مخلوط فسفات كليسم، منيزيم، آمونيوم فسفات و اسيد اوريك هستند، پس از اين انواع، سنگهای سيستيني قرار ميگيرند.
در PH اسيدي يا خنثي،اگزالات كلسيم رسوب ميكند و فسفات كلسيم در PH طبيعي ادرار يعني ۵/۶ تا ۶ تشكيل سنگ ميدهد.
اسيد اوريك كه حلاليت بالايي ندارد در PH كم (۳/۵) حالت كريستالي پيدا ميكند و تشكيل سنگ ميدهد. منيزيم آمونيوم فسفات، در PH قليايي، تشكيل سنگ ميدهد.
هنگام وجود سنگ، حتي اگر سنگ بدون علامت باشد، هماتوري يافتهاي ثابت است. پروتئینوري، معمولاً از ويژگيهاي بيماري سنگ نيست، اما با آسيب لولهاي ، امكان افزايش دفع پروتئينهاي پلاسمايي با وزن مولكولي كم، از جمله بتا دو ميكروگلوبولين و مقداري آلبومين، وجود دارد.
در صورت وجود عفونت لكوسيتها افزايش مييابند، در ادرار بيماران مبتلا به سنگ، خوشههاي متعددي از سلولهاي ترانزيشنال غير بدخيم ديده ميشوند. اين خوشهها ميتوانند در تشخيص سنگهايي كه احتمال آنها، مطرح نشده است مفيد باشند.
بررسي سديم و كلسيم و فسفر و اسيداوريك و اگزالات و كليرانس كراتينين نمونههای ادرار ۲۴ ساعته (ميزان فوق اشباع مواد مذكور در ادرار ۲۴ ساعته) ميتواند بازتاب دقيقي از تركيبات سنگ باشد.
بررسي PH ادرار در يك نمونة تازه، براي تعيين انواع كريستالهاي احتمالي كه رسوب كردهاند، حائز اهميت است.
مثلاً اسيد اوریک در PH كم (۵ تا ۵/۵) و فسفات سه گانه در ادرار قليايي يافت ميشود.
خصوصيات فيزيكي سنگها، اگر چه خصوصيات فيزيكي سنگهاي مختلف، كافي براي شناسايي آنها نيست اما شناخت اين خصوصيات ميتواند حايز اهميت باشد، مثلاً سنگهاي اسيداوريكي و اوراتي به طور تيپيك زرد تا قرمز مايل به قهوهاي هستند و سختي متوسطي دارند. سنگهاي فسفاتي معمولاً رنگ پريده و شكننده هستند. سنگهاي اگزالات كلسيم بسيار سخت هستند و اغلب رنگ تيره و به طور بارز سطحي خشن دارند. سنگهاي سيستئني، زرد – قهوهاي هستند و تا حدودي چرب به نظر ميرسند.
سنگهاي كلسيمي، حدود ۴۰ در صد از بيماران مبتلا به سنگهاي كلسيمي، دچار كلسيوري هستند، افزايش كلسيم در ادرار، ممكن است حاصل افزايش جذب رودهاي كلسيم، باز جذب نامناسب كلسيم از لولههاي كليه، باز جذب يا اتلاف كلسيم از استخوان يا تركيبي از اين عوامل باشد، در موارد معدودي از هيپركلسيوري، وجود بيماري زمينهاي مطرح است، با اين همه در اكثر موارد هيپركلسيوري حالت اوليه يا ايديوپاتيك دارد.
هيپر كلسيوري ممكن است همراه با افزايش جذب كلسيم از روده باشد.
ساركوئيدوز، افزايش ويتامين D و فوروسمايد ممكن است سبب هيپركلسيوري كليوي شوند.
مصرف زياد كلسيم به ميزان ۳ تا ۴ گرم در روز همراه با دريافت پروتئين زياد ميتواند از علل ناشايع سنگهاي كلسيمي باشد.
اكثر سنگهاي كلسيمي حاوي اگزالات هستند، منشا مقداری از اگزالات موجود در ادرار، آشاميدني هايي مثل چاي، كاكائو، قهوه و كولا است، گياهان مثل لوبيا، ريواس، اسفناج و خشكبار، انگور و مركبات هستند. اگزالات از اسيد اسكوربيك نيز حاصل ميشود، در بيماراني كه در معرض تماس با گرما و دهيدراتاسيون هستند، ممكن است ميزان موارد حل شده در ادرار افزايش يابد، پس از اين حالت، تشكيل كريستال و تشكيل سنگ رخ ميدهد.
سنگهاي اسيداوريكي، دريافت بيش از حد پورينها در رژيم غذايي مانند جگر، لوبياي خشك، برخي از انواع ماهي و گوشت و يا بيماريهاي مختلف باعث دفع بيش از حد اسيداوريك می شود. كه توليد اسيد اوريك درونزا، در موارد زير افزايش پيدا ميكند. نقرس، بيماريهاي ذخيرهاي گليكوژن، سندرملش نیهان بسياري از لوسميها و تومورهاي درمان شدهاي كه با نكروز سلولي همراه هستند، باعث افزایش اسید اوریک می شود.
شيمي درماني و تابش اشعه، ممكن است منجر به افزايش تخريب سلولهاي توموري شوند كه ممكن است سبب بروز نارسائي كليه حاد در اثر انسداد لولهاي و حالبي توسط تودههاي كريستالي اسيد اوريك شود، حدود ۲۰ درصد بيماران مبتلا به نقرس سنگ سازي ميكنند، اكثر اين سنگها از جنس اسيد اوريك خالص يا مخلوط اسيد اوريك و كلسيم ميباشد.
تغليظ ادرار و نيز PH، در حلاليت اسيد اوريك و اورات مهم هستند، اگر حجم ادرار كم باشد ميزان حلاليت اسيد اوريك در PH اسيدي افزايش پيدا ميكند.
اكثر اشخاص طبيعي با PH برابر 6 داراي ادرار اشباع شده از اسيد اوريك هستند، اما سنگسازي نميكنند، براي سنگسازي ظاهرا اسيديته بيشتر يا دهيدراتاسيون، ضروري است.
سنگهاي سيستيني، در بيماران مبتلا به اختلال ارثي در انتقال آمينو اسيد تشكيل ميشوند، در اين اختلال سيستين، اورنيتين، لیزين و آرژينين با مقادير زياد در ادرار دفع ميشوند، از بين اين مواد فقط سيستين تشكيل كريستال و سنگ ميدهد. تا زماني كه PH ادرار به ۴/۷ نرسد، سيستين قابل حل نميشود و سنگهاي سيستيني در محدوده PH طبيعي ادرار تشكيل ميشوند، ساير سنگها نیز بصورت نادر تشكيل ميشوند، مانند سولفوناميدها و سنگهاي سيليكا. تريامترن كه ديورتيك نسبتاً غير قابل حل است ممكن است منجر به سنگسازي شود، سنگهاي گرانيتي ناشايع هستند و سنگهاي آدنيني نادر در كودكان مبتلا به نوعي كمبود ارثي آنزيم مطرح هستند.
بیلی روبینوری، بیلی روبین در اثر تجزیه هموگلوبین ایجاد و در سلولهای آندوتلیال کبد و طحال و مغز استخوان تشکیل می شود. در ابتدا بوسیله آلبومین حمل می شود که به آن بیلی روبین غیر مستقیم یا غیر کنژوگه می گویند که غیر قابل حل در آب بوده و لذا نمی تواند از سد گلومرولی کلیه عبور نماید. بیلی روبین غیر کنژوگه در کبد با اسید گلوکرونیک ترکیب و به شکل کنژوگه (مستقیم) قابل حل در آب در می آید که می تواند از سد کلیوی عبور کند. ظاهر شدن بیلی روبین در ادرار نشان دهنده افزایش سرمی آن است و این افزایش به دو دلیل زیر ممکن است رخ دهد:
۱- انسداد مجاری صفراوی ۲- بیماریهای کبدی. بعنوان مثال بیلی روبینوری به علت افزایش فشار ثانویه در اثر التهاب، فیبروز، سنگ یا سرطان پانکراس، هپاتیت حاد ویروسی و یا دارویی، هپاتیت الکلی، کلستاز و صدمه کبدی مشاهده می شود. در هیپربیلی روبینمی مادرزادی، بیلی روبین در ادرار ظاهر می گردد (در انواع Dubin-Johnson و Roter ظاهر و در بیماری کریگلر نجار مشاهده نمی شود). در صورتیکه در ادرار بیلی روبین ظاهر شود ولی اروبیلینوژن در ادرار وجود نداشته باشد، نشان دهنده انسداد داخل و یا خارج مجاری صفراوی –کبدی می باشد. در یرقان همولیتیک، در ادرار بیلی روبین ظاهر نمی شود.
به دنیای گسترده علوم آزمایشگاهی ایران خوش آمدید