علل افزایش مقدار BhCG در زنان غیرباردار

گونادوتروپین جفتی Human Chorionic Gonadotropin HCG) انسانی در سال 1912 توسط آخنر كشف شد. این هورمون موجب تداوم تولید پروژسترون در هفتههای اول حاملگی میگردد. ما امروزه به hCG به صورت یك گروه ملكولی با ساختار مشابه نگاه میكنیم كه همگی بوسیله آزمون hCG سرمی در آزمایشگاه و یا توسط آزمونهای حاملگی كه در خانه بر روی ادرار انجام میشود قابل شناسایی هستند.
این گروه ملكولی شامل هورمون HCG .hCG هیپرگلیكوزیله اتوكرین (ملكولی كه در همان سلولی كه آنرا تولید نموده عمل میكند)، زیر واحد B آزاد (اتوكرین) و hCG هیپوفیزی و... میباشد. hCG یك هورمون هترو دایمر بوده كه از یك زیر واحد آلفا با وزن ملكولی 5/14 كیلو دالتون و یك زیر واحد بتا با وزن ملكولی 2/22 كیلو دالتون تشكیل شده است. زیر واحد آلفا hCG با سایر هورمونهای هیپوفیزی مانند: LH ،FSH ،TSH مشابه است. در صورتیكه زیر واحد بتا مسؤل اعمال بیولوژیكی هورمون میباشد.
HCG به اشكال متفاوتی وجود دارد: ملكول كامل ـ ملكول شكسته شده به وسیله آنزیم ـ قطعه مركزی زنجیره بتا (B core fragment) ـ زیر واحد بتا بدون پپتید C انتهایی ـ پپتید انتهایی C زیر واحد بتا. ملكول كامل شكل اصلی در سرم بوده و قطعه مركزی بتا (Bcf) شكل اصلی موجود در ادرار میباشد. روشهای مختلفی جهت اندازهگیری HCG در سرم وجود دارد اما این روشها به دلایل زیر از هم متفاوتند:
1ـ آنتیبادی واكنش دهنده با شكل ملكولی كه میخواهد آنرا شناسایی نماید (فقط شكلهای شكسته نشده ـ شكسته شده و شكسته نشده ـ یا شكسته نشده و زیر واحد بتای آزاد)
2ـ تعداد شكلهای مختلف ملكول برای ساختن كالیبراتورها.
3ـ ساختار واكنش كه در آن از یك یا چند آنتیبادی استفاده شده است.
اعمال هورمون HCG: هورمون بارداری در دوران حاملگی چندین عمل مختلف را انجام میدهد. این اعمال شامل تحریك تولید پروژسترون بوسیله سلولهای جسم زرد و برقراری جریان خون كافی جهت جفت و تداوم رشد و تمایز جفت و جنین در دوران حاملگی می باشد.
اعمال هورمون HCG هیپرگلیكوزیله: این هورمون موجب جایگزینی و رشد جفت در حاملگی میگردد. این هورمون همچنین سبب رشد و تهاجم بدخیمیهایی مانند نئوپلاسمهای ترفوبلاستیك، مول مهاجم و كوریو كارسینوما میگردد.
اعمال هورمون HCG هیپوفیزی: این هورمون در طی سیكل قاعدگی تولید شده و به عمل هورمون LH كمك میكند. در دوران یائسگی یا در حوالی آن مقدار زیادی از هورمون HCG هیپوفیزی در سرم مشاهده شده كه توسط آزمونهای آزمایشگاهی قابل اندازهگیری میباشد. اما HCG تولید شده پس از یائسگی عمل شناخته شدهای ندارد.
علل مثبت شدن آزمایش HCG در زنان غیر باردار: برخی از خانمها با وجود مثبت بودن آزمایش BhCG ممكن است واقعاً باردار نباشند. عدهای از آنها در سنین باروری هستند اما در سونوگرافی آنها ساك حاملگی مشاهده نمیشود. برخی از آنها هم مطمئن هستند كه باردار نیستند زیرا در دوران یائسگی قرار دارند. امروزه به دلیل اینكه آزمون BhCG یك آزمایش معمول به عنوان بخشی از بررسیهای قبل از جراحی، عكسبرداری، بستری شدن در بیمارستان یا انجام روشهای تهاجمی (علیرغم توجه به سن بیمار) میباشد. چندین دلیل اساسی وجود دارد كه چرا خانمی ممكن است آزمایش مثبت HCG داشته باشد ولی باردار نباشد:
1ـ HCG هیپوفیزی: HCG هیپوفیزی به طور معمول و طبیعی و در مقادیر بسیار كم در طی سیكل قاعدگی تولید میشود. مقدار HCG هیپوفیزی در حدود 1:120 هورمون LH یا كمتر از IU/L 2 است این نوع HCG فقط در طی سالهای یائسگی تولید میشود. بر روی كرموزوم 19 انسان هشت ژن زیر واحد بتا هورمون HCG و یك ژن زیر واحد بتا هورمون LH پشت به پشت هم قرار گرفتهاند. هیپوتالاموس با آزاد سازی هورمون GnRH سیگنال تولید LH را به هیپوفیز ارسال مینماید. این سیگنال شدیدا بر روی تولید زیر واحد بتا هورمون LH اثر میگذارد ولی سیگنالی نیست كه بر روی زیر واحد بتا هورمون HCG اثر نموده و تولید آنرا تشدید نماید. این دو هورمون زیر واحد آلفای مشتركی دارند. بنابراین به طور طبیعی مقدار كمی HCG در هیپوفیز ساخته میشود. این HCG مكمل LH در فعالیت طبیعی قاعدگی است.
HCG هیپوفیزی 40 برابر قویتر از LH عمل میكند در صورتیكه معدل ساخت آن بسیار كم است (در حدود 1:120 غلظت LH). عمل LH پیشبرد رشد فولیكولهای تخمدان، میوزیس، تشكیل استیگما، تشكیل جسم زرد و تولید پروژسترون پس از تخمك گذاری میباشد. فرض شده كه HCG هیپوفیزی بر روی گیرنده مشترك LH/HCG اثر نموده و به طور قابل توجهی اعمال سیكل قاعدگی را شدت میبخشد. هنگامیكه زنی یائسه میگردد تولید استروژن و پروژسترون در او متوقف شده و آمنوره میگردد. در اوایل یائسگی یا حوالی آن كه این توقف جزیی است اولیگومنوره ایجاد میشود.
وقتی كه تولید استروژن كاهش یافت (در حوالی یائسگی) یا كاملا متوقف شد (در یائسگی) هورمون GnRH به طور قابل ملاحظهای تولید LH ،FSH را توسط هیپوفیز تشدید نموده به همین دلیل مقدار HCG هیپوفیزی از حالات قبلی بیشتر میگردد. در دوران پیش از یائسگی و یا در یائسگی مقدار هورمون ممكن است IU/L 39-1 بوده كه قابل اندازهگیری با تمام روشهای اندازهگیری HCG میباشد LH هیپوفیزی140-40 IU/L و FSH هیپوفیزی همیشه بیشتر از IU/L 30 است.
افزایش مقدار HCG ممكن است به طور طبیعی در افرادی كه در دوران یائسگی قرار دارند و یا در افرادی كه تاریخچه برداشتن تخمدان یا اووفروكتومی یا سالپینگو اووفروكتومی دوطرفه (تخمدان و لولههای فالوپ برداشته میشوند) را دارند، مشاهده میشود. این افزایش مقدار HCG كاملاً عادی طبیعی و بی ضرر است. شناسایی منشاء HCG هیپوفیزی جهت حذف سایر حالات احتمالی تولید HCG (سرطانها و بیماریهای تروفوبلاستیك) بسیار مهم است. در یك مقاله خانم غیرباردار مبتلا به CRF گزارش شده كه آزمایش HCG سرمی وی مثبت بود. محققان علت این افزایش را اختلال در كلیرانس كلیوی میدانند.
2ـ بیماریهای تروفوبلاستیك خاموش:
بیماریهای تروفوبلاستیك خاموش یكی دیگر از علل معمول افزایش HCG در زنان غیر باردار است. مول هیداتیفرم علت شایع سقط جنین است. بقایای بافت مول هیداتیفرم در رحم اغلب نقاط ریز بافت بسیار تمایز یافته جفتی یا باقیمانده سلولهای سینسیتیو تروفوبلاست هستند. این نقاط بافتی بطور منظم تولید HCG نموده و پیشبرنده تهاجم نیستند و HCG هیپرگلیكوزیله تولید نمیكنند و فقط موجب مثبت شدن آزمایش HCG میگردند. در بیشتر موارد نقاط ریز در مدت شش ماه سركوب شده و یا ناپدید میگردند. اما در حدود 10% موارد این نقاط ریز رشد نموده و HCG هیپرگلیكوزیله تولید كرده و سلولهای سینسیتیو تروفوبلاست در آنها ظاهر شده و بدخیم میگردند. در این موارد مقدار HCG افزایش یافته و بیمار بایستی شیمی درمانی گردد.
3ـ سرطانها:
براساس آنچه كه در مقالات آمده است وقتی كه یك سرطان اولیه پیشرفت میكند میتواند موادی شبیه HCG را تولید كند. این مواد همان زیر واحد بتای آزاد (Free B subunit) بوده كه در نمونه سرم قابل شناسایی است. محصول تجزیه زیر واحد بتای آزاد قطعه مركزی B (B core fragment) بوده كه در نمونه ادرار قابل شناسایی است. تحقیقات نشان دادهاند كه سرطانهای پیشرفته نه تنها زیر واحد بتای آزاد را تولید میكنند بلكه از آن در پیشبرد رشد سلولهای سرطانی استفاده میكنند. امروزه از واكسنهایی در تحقیقات بالینی استفاده میگردد كه موجب تولید آنتیبادی بر ضد زیر واحد بتای آزاد شده كه این آنتیبادی میتواند موجب حذف زیر واحد بتای آزاد و توقف رشد سرطان گردد.
4ـ نئوپلاسم تروفوبلاستیك یا كوریو كارسینوما:
نئوپلاسم تروفوبلاستیك حاملگی (كوریو كارسینوما بدون تایید هیستولوژیك) و كوریوكارسینوما بدخیمیهایی هستند كه از حاملگیهای طبیعی یا حاملگی مول هیداتیفرم مشتق میشوند. باقیماندن عمیق سلولهای سیتوتروفوبلاست (سلولهای ریشه جفت) متعاقب زایمان و بعد از تولد جفت یا برداشتن مول هیداتیفرم به روش جراحی میتوانند ترانسفرمه شوند، زیرا نمیتوانند فیوز شده و به سلولهای سینسیتیو تروفوبلاست خوش خیم تبدیل شوند. این سلولها بعدا HCG هیپرگلیكوزیله تولید نموده كه موجب پیشبرد تهاجم میگردد. سلولهای تروفوبلاست ترانسفورمه به تمام رحم دست اندازی نموده و به كلیه، ریه و مغز متاستاز میدهند. نئوپلاسم تروفوبلاستیك حاملگی یا كوریوكارسینوما یكی از مهاجمترین بیماریهای بدخیم شناخته شده برای انسان است و به شیمی درمانی پاسخ داده و بقا 5 ساله بالایی در حدود 90ـ80 درصد موارد را دارد.
همانطور كه گفته شد در این بیماری مقادیر زیادی HCG هیپرگلیكوزیله آزاد میشود كه اگر به درستی اندازهگیری گردد بیمار سریعا جهت بررسی مرحله بیماری سی تی اسكن شده و تحت شیمی درمانی قرار میگیرد.
5ـ سندروم HCG خانوادگی (Familial HCG Syndrome):
این سندروم جدیدا كشف شده و یكی دیگر ازعلل مثبت شدن آزمایش HCG در غیاب حاملگی است. مردان و زنان افزایش تولید HCG را از طریق ارثی كسب میكنند. مقدار HCG سرمی در این افراد از IU/L 135-1 گزارش شده است. این حالت در چندین زن و مرد در یك خانواده (معمولا در برادران و خواهران) و در یكی از والدین وجود دارد.
تمام موارد گزارش شده به اشتباه قبل از عمل جراحی باردار تشخیص داده شدهاند و جراحی آنها به دلیل مشكوك بودن پزشك به حاملگی و یا سرطان انجام نشده است. در این سندروم بیماران HCG ،HCG هیپوفیزی و HCG هیپرگلیكوزیله تولید نكرده سرطان و نئوپلاسم تروفوبلاستیك حاملگی یا كوریو كارسینوما نداشته و HCG مثبت كاذب ندارند. چند مورد از این حالت تاكنون گزارش شده كه در آنها همگی یك شكل تجزیه شده از زنجیره بتای آزاد را تولید میكنند. در این حالت زنجیره بتای آزاد فاقد قسمت پپتید انتهایی C میباشد. این HCG از نظر بیولوژیكی غیر فعال بوده بنابراین تداخلی در سیكل قاعدگی یا تخمك گذاری زنان یا تولید اسپرم در مردان ایجاد نكرده و فقط موجب مثبت شدن آزمایش HCG سرمی میگردد.
6ـ درمان با HCG:
هنگامیكه از HCG به عنوان دارو جهت القا تخمك گذاری استفاده میشود، غلظت سرمی آن پس از تزریق 5000 واحد بین المللی HCG به IU/L1000-500 رسیده و در طی 12-8 روز به كمتر از IU/L 5 میرسد.
7ـ استفاده از HCG به عنوان مواد نیرو زا:
برخی از ورزشكاران ممكن است جهت دوپینگ از HCG برای تحریك تولید هورمونهای استروئیدی استفاده كنند كه این خود ممكن است سبب افزایش مقدار سرمی HCG گردد.
8ـ نتایج مثبت كاذب HCG:
اكثر كیتهای تجاری برای شناسایی HCG بر پایه مدل ساندویچی بنا شدهاند كه در آنها از دو آنتیبادی استفاده میشود. اولین آنتیبادی، آنتیبادی منوكلونال ضد HCG است كه جهت گرفتن HCG بر روی یك فاز جامد ثابت شده است. آنتیبادی ثانویه یا آشكار ساز منوكلونال یا پلیكلونال بوده و به اپیتپ دیگری از HCG متصل و با یك آنزیم نشاندار شده و تشكیل ساندویچی را با HCG میدهد. غلظت HCG ارتباط مستقیمی با آنتیبادی آشكار ساز متصل داشته و در مقایسه با منحنی كالیبراسیون غلظت HCG در سرم مشخص میشود. آنتیبادی اولیه و ثانویه ممكن است از موش یا بز گرفته شوند.
نتایج مثبت كاذب معمولا بواسطه وجود آنتیبادیهای هتروفیل در سرم بیماران ایجاد میشود. آنتیبادیهای هتروفیل آنتیبادیهای انسانی بر علیه آنتیبادیهای حیوانی هستند. شناخته شده ترین آنتیبادیهای تداخل كننده HAMA (Human Anti Mouse Antibody) میباشد. اما آنتیبادیهای ضد حیوانات دیگر مانند بز (HAGA) گوسفند (HASA) خرگوش (HARA) نیز ممكن است سبب تداخل گردند. آنتیبادیهای هتروفیل با ایجاد پل بین آنتیبادی گیرنده و آشكار ساز موجب ایجاد واكنش مثبت كاذب میگردند.
آنتیبادیهای هتروفیل به دو نوع تقسیم میشوند:
نوع اول كه نادر بوده و اختصاص به آنتیبادیهای حیوانی دارد. معمولا این آنتیبادیها بعد از اینكه فرد در معرض آنتیبادیهای مونوكلونال موشی قرار گرفت (بواسطه تزریق) ساخته میشوند. در روشهای عكسبرداری و شیمی درمانی كه عمل هدف گیری بافت مورد نظر بوسیله آنتیبادیهای مونوكلونال موشی انجام میشود، HAMA بوجود میآید. معمولا اثر این نوع آنتیبادیها در سنجشهای ایمنی به مراتب از نوع دوم بیشتر است. نوع دوم كه شایعتر است آنتیبادیهای غیراختصاصی با افینیته پایین هستند. این آنتیبادیها معمولا در اثر مواجهه شدن فرد با پروتئینهای حیوانی (تغذیه، تماس محیطی، تنفس، واكسنها) بوجود میآیند.
فاكتور روماتوئید كه یك آنتیبادی ضد ایمونوگلوبولین است نیز ممكن است با آنتیبادیهای حیوانی واكنش دهد. گفته شده در روشهایی كه در آنها از دو آنتیبادی (موش و بز) استفاده میشود نسبت به روشهایی كه در آنها هر دو آنتیبادی موشی است كمتر تحت تاثیر واكنش مثبت كاذب قرار میگیرند. اما چون ایمونوگلوبولینهای گونههای مختلف شدیدا همولوگ هستند یك آنتیبادی هتروفیل ممكن است با ایمونوگلوبولینهای حیوانات دیگر واكنش دهد. بنابراین استفاده از آنتیبادی گیرنده و آشكارساز از گونههای مختلف مانند موش و بز نمیتواند این مسئله را حذف نماید. برخی ازشركتهای سازنده كیتهای الایزا جهت حذف تداخلات ناشی از آنتیبادیهای هتروفیل ایمونوگلوبولینهایی را به معرفهای خود اضافه میكنند. اما سرم برخی بیماران حاوی مقادیر بسیار زیادی از آنتیبادیهای هتروفیل بوده و اثر مواد بلوك كننده برای خنثی سازی آنها كافی نبوده و نتیجه مثبت كاذب اجتناب ناپذیر است.
گزارشات نشان میدهد كه سرم 30 تا40 درصد افراد دارای آنتیبادیهای هتروفیل است. در یك مطالعه وسیع شیوع آنتیبادیهای هتروفیل جهت تاثیر در نتیجه آزمایش HCG تقریبا در حدود 4-3 درصد جمعیت مورد مطالعه گزارش شده است. این بررسی بیانگر اهمیت تاثیر آنتیبادیهای هتروفیل در نتیجه آزمایش بوده و آزمایشگاهها باید از این پدیده آگاهی داشته و آمادگی برخورد با آن را داشته باشند.
روشهای مختلفی جهت شناسایی تداخل ناشی از آنتیبادیهای هتروفیل در اندازهگیری HCG سرمی وجود دارد كه عبارتند از:
1ـ آزمایش مجدد نمونه با استفاده از یك كیت از همان روش یا با یك كیت از روش دیگر:
درجه تداخل ناشی از آنتی بادیهای هتروفیل در روشهای مختلف واقعا متفاوت است.
غلظت HCGدر روش الیزای دو مرحله ای در حدود 20% كمتر از روش الیزای ساندویچی یك مرحله ای (انكوباسیون همزمان نمونه با هردو آنتی بادی گیرنده و نشاندار) است.این تفاوت در دو سنجش متفاوت الیزا حدود 80% است.
2-تكرار نمونه گیری از بیمار:
گاهی لازم است تا نمونه جدیدی از بیمار گرفته شود. مقدار HCG ناشی از نتایج مثبت كاذب معمولا در نمونه دیگری كه در طی 2-1 هفته بعد از بیمار گرفته شود با نمونه اولیه مشابه است. در صورتیكه در سرطانها غلظت HCG معمولا با گذشت زمان افزایش مییابد.
3ـ رقیق كردن سرم بیمار:
در این روش سرم بیماران به طور سریال در یك ماتریكس پروتئینی فاقد HCG (مثلا استاندارد صفر یا بافر رقیق كننده موجود در كیت) رقیق شده و HCG در نمونه رقیق شده و نمونه اولیه به صورت دو تایی اندازهگیری میگردد. نتایج غیر موازی (غلظت متناسب با فاكتور رقت نیست) نشاندهنده وجود تداخل ناشی از آنتیبادیهای هتروفیل است. در روش رقیق سازی معمولا نتایج بدست آمده كمتر از نتایج مورد انتظار است.
4ـ آزمایش همزمان بر روی نمونه ادرار بیمار:
آنتیبادیهای هتروفیل با وزن ملوكولی 150 كیلودالتون به دلیل وزن ملوكولی بالا توسط گلومرولهای كلیه فیلتر نشده و بنابراین در ادرار وجود نداشته و نمیتوانند در آزمایش ادرار تداخل نمایند. اگر مقدار HCG در سرم هنوز در حال افزایش بود نتیجه منفی ادرار ممكن است ناشی از ادرار خیلی رقیق باشد كه آنرا میتوان با اندازهگیری وزن مخصوص یا اندازهگیری كراتینین ادرار تشخیص داد. در ادراری با وزن مخصوص 015/1 غلظت HCG در ادرار در حدود 50% غلظت سرمی آن است. بنابراین نتیجه منفی در ادرار نشانه قابل اعتمادی جهت وجود نتیجه مثبت كاذب ناشی از آنتیبادیهای هتروفیل است. اگر HCG اندازهگیری شده در ادرارHCG B باشد غلظت آن در ادرار معمولا خیلی كمتر از مقدار سرمی آن است. زیرا قسمت اعظم آن در طی ترشح به داخل ادرار به HCGBcf تجزیه میشود و اكثر روشهای سنجش HCG قادر به اندازهگیری HCGBc در ادرار نمیباشند.
5-اضافه كردن مواد سدكننده آنتیبادیهای هتروفیل (Heterpphil antibody Blocking Agent):
این معرف ها كه تحت عنوان HBT نامیده می شوند بسیار مورد استفاده قرار گرفته و نتایج رضایت بخشی دارند.این لوله ها حاوی ایمونوگلوبولین های ضد آنتی بادیهای هتروفیل هستند. استفاده از آنها آسان بوده و تقریبا ارزانندو میتوانند اثر آنتی بادیهای هتروفیل را كاهش داده و یا حذف كنند.در این روش 5/. سی سی سرم به لوله اضافه شده و پس از انكوباسیون ,سرم بیمار مجددا جهت اندازه گیری مقدار HCG اندازه گیری میگردد. نتایج منفی یا كاهش مقدار HCGنسبت به نمونه اولیه نشاندهنده وجود آنتیبادیهای هتروفیل است.
6-اندازه گیری هورمونهای LH,FSH بیمار:
هنگامیكه زن جوانی با اندازه گیری مقدار سرمی HCG جهت تومورهای تروفوبلاستیك پایش میگردد باید مقدارمحدوده مرجع HCG پس از یائسگی را داشته باشیم زیرا غلظت HCG در این موارد اغلب ازIU/L5-3 فراتر رفته وحتی گاهی به IU/L 15-10 نیز می رسد.این مقادیر نشاندهنده عود بیماری نبوده بلكه یك پاسخ فیزیولوژیك به سرگوب گونادهاست.این حالت را میتوان با اندازه گیری مقدار هورمونهای LH ،FSH بیمارشناسایی نمود.در این حالت مقدار سرمی این دو هورمون در حدود مقادیر پس از یائسگی هستند.
7-سایر روشها:
با روشهای دیگری نیز میتوان اثر آنتی بادیهای هتروفیل را حذف نموده ویا كاهش داداما اكثرا پرهزینه بوده و قابل انجام در آزمایشگاههای بالینی نیستند.این روشها عبارتند از:
الف)استخراج آنالیت از نمونه
ب)افزودن سرم حیوان ایمن شده یا ایمن نشده
پ) افزودن سوسپانسیون پروتئین A
ت)رسوب گذاری باپلی اتیلن گلیكول 6000
ث)حرارت دادن سرم تا 90-70 درجه سانتیگراد (برای آنالیت های مقاوم به حرارت)
ج)افزودن IgG پلیكلونال اختصاصی گونه
چ)اضافه نمودن قطعات FC آنتی بادی اختصاصی برای گونه
در پایان توجه همكاران محترم را به چند نكته جلب می نماییم:
1-به دلیل وجود منابع گوناگون و حالتهای مختلف افزایش مقدار HCG (خوش خیم و پاتولوژیك)در سرم بیمار و همچنین هتروژنیسیته ملوكول HCG لازم است كه بدانیم كدام شكل یا اشكال ملوكولی HCG در روش سنجش مورد استفاده قرار گرفته است.
2- از استراتژیهای آزمایشگاهی مناسب جهت كمك به پزشك و جلوگیری از مدیریت نامناسب بیماراستفاده کنیم .
3-بیش از 100نوع كیت جهت اندازه گیری HCG در سرم وجود دارد.آگاهی آزمایشگاهها از ساختار كیت (روش سنجش) ومعرف های به كار رفته در آن (نوع آنتی بادیهای به كار رفته)كمك زیادی به شناسایی موارد مثبت كاذب می نماید.
4-از استفاده شركت های سازنده از معرف های مناسبی جهت حذف تداخلات ناشی از آنتی بادیهای هتروفیل در كیت های خود مطمئن باشیم.
5- امكانات لازم در هنگام مواجهه با سرمهای حاوی آنتی بادیهای هتروفیل را فراهم کنیم.
6- مركزی را كه در موقع لزوم بتوان نمونه بیماران را جهت شناسایی منشا تداخل (اندازه گیری HCG هیپرگلیكوزیله-Free BHCG-HCGBcf و بررسی آنتی بادیهای هتروفیل) ارسال نمود،شناسائی کنیم.
منبع: علوم آزمایشگاهی بروجرد
به دنیای گسترده علوم آزمایشگاهی ایران خوش آمدید